خونه مادربزرگه
امروز هم خیلی کار نکردیم، احمد آقا رو منبر است. بحث کارتون خونه مادر بزرگه شد،
داشتم فکر می کردم که مخمل،
گربهه،
بیش از همه عروسکهای اون کارتون و بیش از همه کارتونهای دیگه،
شخصیت منو مدل می کنه،
می کرد...
مخمل بد اخلاق غرغرو که وقتی جوجه ها گم شده بودند دلش مثل سیر و سرکه می جوشید و دم به سکته بود. به قول شاعر، نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم.
اینم، وقتی نوک حنا و نوک طلا بودند، مدام شاکی بود و غر می زد و از سر و صدا شاکی بود و ...
وقتی نبودند، بیتاب می شد از نبودنشون...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۷ ساعت 14:21 توسط آرش
|