نخودچی شور باید بخرم، واسه احمد آقا.
برای خودم گندم
شاید دوغ
یک دندونپزشکی باید سر بزنیم شماره اش رو از رو تابلو اش بردارم
نون باید بخرم
دیروز طرف اشتباهی کارت کشیده، بیست و خرده ای هزار تومن باید بهش پس بدم
شاید یک گرمک هم برای خودم ازش بخرم
معمولا دوبله می خرم که با خودم ببرم اصفهان منتهی موقع رفتنم روم نمی شه که بردارم. می گم بمونه خونه، خودم بعدا برای خودمم می خرم.
می دونید، سخت است تو خونه ای که مدام همه چیز از بهترین کیفیتش فراهم می شده، کم چیزی گذاشت. اینجا هم بابای ما کارش شده بود این که کل آبادی را زیر نظر داشته باشه بهترین و مناسب ترین جنس رو هرکی آورد سر به زنگاهش بره بخره. واسه همینم الان به من گوشت خوب نمی دون نامردها! چون من نمی تونم هفت روز هفته قصابها رو زیرنظر بگیرم و زمانی که به بخش کم چرب لاشه رسیدند برم بگم سلام، گوشت می خوام! یا میوه فروشها، و غیره
تلافی می کنند حروم زاده ها! مشخصا بهم گوشت خوب نمی دن! حالا میوه رو می چرخم جا به جا. خودم بر می دارم. اما چاقوی قصابی دست طرف است. پشتشو می کنه به من و می بره! وقتی هم برید دیگه نمی تونی بگی نمی خوام! بریده، باید ببری!