برای مرتبه دوم، ترمز دستی ماشینمو نکشیده بودم و، مجدد رفته بود کوبیده بود توی در

چرا اینجوری شدم؟!

پریروزها صبح هرچی دنبال کلیدم گشتم که برم سرکار، پیداش نکردم. آخرش در رو باز کردم، از شب قبل جا مونده بود توی قفل، اونطرف در!

یادمه درگیر بیمارستان پدر که بودم اینطوری شده بودم، بعدش خوب شدم. اما الان، هرچی فکر می کنم فامیل همسایه یادم نمیاد، دستی ماشین یادم می ره، کلیدیادم می ره، اصلا یک چیز بدی شده است...

آلزایمر که می گن همینه؟!

 

همسایه پیشنهاد داده خونه ام رو با یک خونه تو یک مجتمع سه واحدی تاخت بزنم باهاش. منتهی اونو تازه دارند می سازند، مال من ساخته هست و دیگه داره به دوران افولش نزدیک می شه حتی.

نمی دونم چرا چرتکه ای که می اندازه حدود صد میلیون تومن باید پول هم بدم! با اینهمه، گفتم باید خونه ات را ببینم...

بکنم؟!