پست سخت!
خونه که چه عرض کنم، سقف دوم اجرا شده بود و هنوز باید یک سقف دیگه روش می زد.
از قرار متری 1625000 قیمت گذاشته بود
با قراردادی دست نویس و نامفهوم و جای فرارهای بسیار. نوشته شرکتی. حالا شرکتی را یکی با ایزوگام بام می ده، یکی بدون اون! در این حد می گم جای گریز داره. نما چیه، معلوم نیست. بخاری یا پکیج، معلوم نیست. اصلا یک افتضاحی بود. این همکارم عین همین خونه را قبل عید تمام شده با چند سال که از روش گذشته بود خرید این قیمت.
پیام دادم نمی خوامش. از پیش خرید نفعی نبردیم هیچوقت. بذار چهارصباحی دیگه که زنده ایم تو خونه خودمون نشسته باشیم. لزومی نداره تلاش زیاد! خدا اگه می خواست بده، داده بود! یک وقتی هم که می خواد اذیت کنه، چیزی جلوشو نمی گیره. امروز رفته ام یک چندبرگ کاغذ پست کنم کرج. طرف اول گفت پاکت ندارم! برو از فلانی بخر.
رفتم اونجا، نداشته
برگشتم که بابا بیخیال پاکت پستی حفاظ دار نمی خواد با همین پاکت خودم بفرست. بعد محل فرستنده گیرنده را جابجا نوشتم و خراب شد هرچند تا داشتم می نوشتم یارو رفت سر سیستمش و گفت سیستم قطع است اصلا! بعدا بیا!
خلاصه برگشتم
بعد نیم ساعت رفتم یک دفتر دیگه. می پرسم سریع ترین پست چیه؟می گه فلان مدل داریم حدودسی هزار تومن گفتم بده عیب نداره. زده تو سیستمش می گه نههههههه! از اصفهان به کرج این سرویس رو نداریم! معمولی می شه!
معمولی کردیمش!
یعنی یک پست کردن نامه، اول پاکت نداره، بعد سیستم قطع است، بعد سرویس سریع یکروزه نداره، خب خدای متعال بفرما می خوای حال بدی عزیزم چرا این کارها را می کنی شما؟!
حالا بحث خونه و پول و الخ هم طبعا همین استراتژی است. مگه پس اندازمون نبود ارزشش شد قدّ پهن؟
خارج رفتنمونم که بفرما! اصلا دلار واسه ما راست کرد رفت بالا. به مولا.
یک زمانی رفتیم سراغ تاپ ترین گرایش مهندسی عمران. الان یک جوری شده که تخم نمی کنیم بگیم تخصصمون چیه از بس ضد تبلیغات شده و ملت فکر می کنند دلیل گرد و خاک تا نباریدن باران تا حکومت روحانیان، ساخت سد روی رودخانه هاست!
خب نمی خواد بشه دیگه. می دونید؟
نمی شه
به تخمم که نشه!