حسن، در ادامه نابخردی هاش، رفته گفته مگه می شه دنیا نفت صادر کنه ما نکنیم؟

تعبیر می کنند به بستن تنگه

منتهی، من دارم فکر میکنم مردحسابی، کسی جلو صادرات تو رو نمی گیره، صادر کن، منتهی، کسی ازت نمی خره! به هر انگیزه ای که باشه، وقتی مالتو نخرند، می خوای چه کار کنی؟ فکر کردی حکایت ایران خودرو و سایپا هست که جلوی نفت بقیه را بگیری، دنیا را وادار کنی مال تو رو بخوره؟!

می خوره؟

می زنند تو سرت که چشمات در بیاد! این چه طرز حرف زدنه؟!

تعاااااااااااامل اون کلید گم شده ات هست حسن! می گه ژاپنی ها بعد از باخت دیشبشون رختکن رو تمیز کرده اند و تشکر کرده اند و رفته اند. تماشاچی هاشونم ورزشگاه رو تمیز کرده اند و رفته اند! بعد همینها، سفر از قبل تنظیم شده رییس جمهورشونو به ایران کنسل می کنند...

ولش کنیم اصلا. بیخیال

 

دارم راجع به پروسه تولید فولاد مطالعه می کنم. احیا، کوره الکتریکی، آهک، آهن، کک، گندله، باطله، الخ...

پلو مرغ پختم. قشنگ شده فرمتش منتهی، نمی دونم مزه کنه یا نه.

واسه فردا هم سالاد الویه تدارک دیدم

یکم باید غذا بخورم.

می گفت برق اداراتی که از ساعت یک و نیم سیستم خنک کننده را خاموش نکنند، قطع می شه!

فکر کن! ته رانی ها، خدا براتون خواست!

الان آب و برق به قطعی و کمی رسید. بنزین هم برسه، که می رسه عنقریب، خوب می شه.