آخی یادم افتاد به ادوارد!

برام یک شعر گفته بود!

البته قبلش من براش شعر سروده بودم:

 

مرد میدانهای خالی، ای تو استاد خیالی، ای نسیم...

 

دوست خوبی بود،

عوضی.