خانه پا!
دیروز، سر راه آبادی،اومدم سر بزنم، حس کردم در معرض سرقتیم!
کلا رفتنمو کنسل کردم و، موندم!
یک پراید روشن با کولر روشن و شیشه پایین، حاوی دو مرد قطعا غیرظاهرالصلاح،
اون سمت کوچه،خونه را زیر نظر داشتند
لای در، برگه های تبلیغاتی ای که خیلی جیغ به شکاف در شیاف شده بودند و مشخص بود کسی، ترددی نداشته است.
لای در بقیه اما، خبری ازشون نبود.
چه بسا روز قبل کسی گذاشته بوده. نمیدونم،اما بهرحال،مشخصا فقط لای در ما مونده بود.
یک سرکشی به داخل کردم و رفتم که بریم،
ترس برم داشت
آبجی هم متوجه همه این ناهمگنی شده بود
محله را دور زدیم،
گفتم نیم ساعتی میمونیم بعد میریم...
وارد کوچه اولی که شدم،
پراید مزبور با یک سر نشین، باهام شاخ به شاخ شد
همو شناختیم...
طرف قصد رفتن نداشت واسه همین اومده بود تو لاین من که کنار کوچه منتطر بشه باز
رفتیم تو کوچه دومی.
کلید انداختیم و تا داشتیم وسایل ماشینو خالی میکردیم، اون یکی سرنشین،
تو گرمای ظهر،
پیاده از کنارمون گذشت...
تعقیبش کردم، رفت سوار همون پراید شد و
رفتند.
شاید من زیادی ترسوام اما این پاییدن ها و کشیک دادنها، به نطرم رسید معمولی نیست.
دیگه زنگ آبادی زدیم و کنسل کردیک رفتنمونو
و تازه، اسارت من شروع شد!
برنامه ییهو عوض شده بود و اعصاب من قرچ قرچ میکرد...
دیگه من راه افتادم دنبال ناهار.
رستوران ثانی را نتونستم پیدا کنم! گمونم جنع شده کلا.
یا جابجا.
بقیه هم ساعت 3 غذا ندارند...
نهایتا ته چین گیر آوردم. پرسی نه هزار.
خوشمزه بود انصافا، هرچند برق نبود و گویا دورچین غذا را نشد بیاره برام.
سرد هم شده بود نسبتا.
ولی خوب بود
تا پیش از این راجع به منشی پزشکها می گفتند اینها خانوم دکتری هستند که یک خانوم دکتر دیگه زیردستشون کار می کنه! اینقدر با تبختر و نکبت و ناز!
حالا، من دوبار گذرم افتاده به رستورانی که تو خیابون توحید کنار اداره ثبت هست و فروشنده اونجا، هربار سعی کرده یک مسخره بازی ای در کنه.
دیروز بهش گفتم ته چین بده. می پرسه ته چین با برنج؟
برگشتم اخمش کردم، نیشش باز شد که واااااااای امروز تا حالا چند بار این سوتی رو دادم تا حالا
بهش گفتم سوتی دادی یا مشتری را چک می کنی؟
و کیه که ندونه این نکبت دیلاق شش روز هفته روزی چند ساعت می شینه به ازای ماهی مثلا پونصد هزار؟! اگه بنا به مسخره کردن باشه فکر کنم مسخره ترین باشه خودش. به قول معروف پیمانه اش پر شده ،دفعه دیگه می شورمش که بفهمه حریمش کجاست