یک سخنرانی از هیتلر گوش دادم، وااااااااقعا تاثیر گذار حرف می زد! بلافاصله بعدش یک آهنگی از یکی دیگه اجرا شد. قیاس که می کردی، خواننده در قیاس با هیتلر، ریده بود به خودش! کلیپ هیتلر به مراتب قشنگ تر بود...
فردا، اور مرداد ماه است. هیچ افق روشنی تو اداره نیست. هیچ!
به یمن فرصتی که پیش اومد یک نرم افزاری را یکم انگولک کردم و یک چیزی که ازش بلد نبودم را یاد گرفتم. خیلی حال داد! تو رزومه ام نوشته بودم فلان نرم افزار را بلدم اما، واقعا نمی دونستم همچین قابلیتی هم داشته است. یک سوال ساده باعث شد برسم بهش. تصور کنید یک زمین خشک داریم. یک بشکه که تهش را بریده ایم، بذاریم رو زمین، پر از آبش کنیم و یک شیر آب وصل هم کنیم و اونقدر بازش کنیم که سطح آب تو بشکه همیشه ثابت بمونه.
حالا، خیس شدن زمین زیر بشکه را، تجسم کنید!
عین دامن، اول باز می شه
اما، آیا همونطور هی باز می شه؟!
یا از یک عمقی به بعد، جمع می شه؟
با همه سادگی، مدل کردنش، جالب بود1
جواب سوالمو هنوز هم خودم نمی دونم. نرم افزارم قاطی کرد! فردا اجراش می کنم.