دست راستم کم حس شده و تکونش میدم، درد میکنه

دعواست دیگه

درگیری است

گاهی که حرف تو گوش کسی نمیره،

صبر آدم که اشتباه تفسیر میشه، 

ناچاری، همچین بزنی که خودت ناکار بشی!

یک کشیده زدم تو سر یکی!

دست خودم شکست!

خوب بود ولی

جواب داد

من لاغرم،

و کم سر و صدام،

محجوب.

اینها باعث سو برداشت میشه گاهی

بعد وقتی همچین بخوابونی تو گوش طرف که دو دستی سرشو بگیره و فرار کنه، 

اون موقع روابط به قرار و قانون برمیگرده

دهات است دیگر...

زبان بعضی ها زور است!

دستم، درد میکنه ولی...

از انگشت شستم تا کل کف دستم که کم حس شده و درد میکنه،

تا شونه ام...

همیشه دلم میخواست جوری بزنم تو گوش طرف که بخوابه رو زمین

این یارو قلچماق بود. از من بلندقدتر و زوردارتر

نیفتاد

ولی گرخید

 

کی تاوانشو بدم،نمیدونم. ولی از خودم راضی ام

همیشه فکر میکردم زبونم گزنده ترین عضومه

دستمم اما، بد کار نکرد!  اگه فلج نشم!

 

به مامانم نگفتم. حالا تا کی بهش خبر برسه...