بعد از یک عاااااااااالمه وقت که آموزش پرورش رفت و اومد و رفت و اومد و رفت و اومد شماره حساب گرفت و انحصار وراثت گرفت و کپی کنه و بنه همه را گرفت و خودشو گایید، امروز 972 هزار تومن ریخته به حساب من.
نمی دونم چی بوده. بیمه ای، چیزی. نمی دونم. مهم هم نیست.
از آبجی خانوم سوال کردم ببینم واسه اوشون هم ریخته یا احیانا کسی دیگه به حساب من پول ریخته است. آخه یک عالمه حساب هم با نظام مهندسی داریم که پولمونو بلوکه کرده. چک کرد و گفت که ریخته. عددش، نصف مال من.
راستش، آدم خجالت می کشه. بحث اصلا سر این نیست که بطور مطلق عدد کم و بیخودی است. بحث من اینه که چرا ایشون نصف من باید حساب بشه؟ همه تعبیرها و تفسیرهای دیگه را هم بلدم ها. بهتر از شما. منتهی، واقعا اگه اسلام می تونست 1400 سال بعد از ظهورش را پیش بینی کنه و برای همچین روزگاری، شرایط تساوی مالی را مطرح می کرد، به نظرم موفق تر می بود.
چرا سهم ارث اولاد ذکور دو برابر دخترهاست؟ دیگه الان که اونها نون خور مرد نیستند و اگه خودشون نان آور نباشند، در حد خودشون مستقل اند که. به نظرم این بخش به ویرایش و همّت علما نیاز داره یکم.
نداره؟
بهرشکل من خجالت کشیدم به خواهرم بگم که مال من دو برابر ایشون بوده است. فکر کن بخاطر 480 هزار تومن، چقدر ممکنه فکرهای نفاق انگیز و مایوس کننده تو ذهنها شکل بگیره. واقعا لزومی داره؟؟
بگذریم. بهرحال قانونگذار ما نبودیم.