گاو به گاو کردن،

اصطلاحی است،

بی ربط به گاو، و مرتبط با سنّت حسنه ازدواج.

قدیم که ملت مختلس نبودند و کانادا راهش دور بود و اینها، اون که خیلی وضعش خوب بود، بیشتر گاو داشت! بعد کسی که حتی یک گاو داشت که شیر و ماست خانواده اش به راه بود، این دیگه حاجی بود! ییهو می دیدی کل خاندان دارند کار می کنند که آذوقه تابستون و زمستون این گاوه را تامین کنند، که هم تابستون ازش بخورند هم زمستون! کاشت علف و انبار کار و کلش، تمامش بخاطر گاو مهربان بود که چراغ خونه بود انصافا. خیلی ارزش داشت. حال این مقدمه را داشته باشید، با موضوع بعدی قاطی کنید که دلخور نشید ییهو.

وقتی کسی می خواست زن بگیره، یک گاهی می شد که به شرطی به یک خانواده دختر می دادند که اون خانواده هم یک دختر به پسر اینها بدن. در واقع ازدواج اصلا بحث نفر نبود. بحث خانواده بود، عروس و داماد هم تابع امر. بزرگتر می گفت اینو بگیر، می گفت چشم. دیگه این که نه نمی خوام و من واسه این راست نمی کنم و این مچ پاش کلفت نیستش و پستونش کوچیکه و چه می دونم چشماش تنگه و دهنش گشاده و غیره ها نداریم! می گفت ، یعنی اصلا نمی گفت! لال می شد! سرخ می شد! خلاصه،

پرت نشیم. وقتی ازدواج فرم معامله نفر به نفر می گرفت بهش می گفتند گاو به گاو!

حالا همون گاو با ارزش که نماد ثروت و خوشبختی بوده را شما تجسم بفرما.

بعد خب از اونجا که شما دو تا کوزه را هم کنار هم بذاری، بهم می خورند و صداشون در میاد، کافی بود یکی از این زوجین صداش در بیاد. خانواده مقابل، روزگار گاو دومی رو که به گروگان گرفته بود، می کرد عاقبت یزید!بعد اگه قائله می خوابید که خب یک کدورتی می موند و کهنه می شد و تمام. ولی اگه نمی خوابید با این فرمون جلو می رفتند تا باباشون در آد! در این قبلی موارد اصولا اهل آبادی دیگه نمی گفتند گاو به گاو.

می گفتند گه به گه!

لذا و الحمدلله که این دانشگاهها در اومد اون مدل ازدواج و مادر شوهر و الخ ورافتاد. برید خدا رو شکر کنید، یک به شوهره بدید، سه تا به دوست پسره!

والله!