یکی دیگه اینکه کلی لای حرفهاشون شعر و مثل میارند! اینم یک عالمه شعر خوند لابه لاش
بعد تو همکلامی با این بزرگان خیلی نباید آدم قد قد کنه که یعنی منم بلدم. باید گذاشت خودشون تراوش کنند، تنها. چون یک عمر، عادت داشته اند متکلم وحده باشند، و طرف مقابلشون اگه حرفی هم داره، فقط بتونه بنویسه! اونم مشق یا امتحان!
می خواستم بهش بگم کتاب درسی شماها کلیله دمنه بود، الانه من با اینهمه ادعا، از روش نمی تونم بخونم!
راستی ها! یک کتاب کلیله دمنه ای داشت بابام. برم پیداش کنم با خودم ببرم. کسی که نمی خونه دیگه این چیزها را. توانشو نداره به یک بیان... فقط خوبی اش اینه که متن اصلی است و معتبر تر از متون اینترنتی است لاجرم. یادم می مونه
بگذریم.
دیشب خروس لاری را می خوندم، از کتابهای مرحوم ابوالقاسم حالت.
تو نت هست. سرچ کنید. منم پی دی اف داشتم. دقییییییییییق انگار بگی وضع امروز جامعه را می گه. به عبارت بهتر جامعه ما هیچ پیشرفتی انگاری نداشت! آنچه از ناامنی دزدی ارتشا گرانی و بدی اون زمان به باد انتقاد ایشون بوده، الانم همونها، با شدّت و کثرت بیشتر...
آدم متاسف می شه واقعا. بذارید نمونه بذاریم اینجا:
دور اقبال کجا، دورة ادبار کجا
گل کجا، خار کجا. نور کجا، نار کجا!
دفع اشرار ازین دولت بی حال مخواه
کمر سست کجا، بردن این بار کجا
خلق در زحمت و دولت همه در فکر خود است
حال بیمار کجا، فکر پرستار کجا!
بهر ما تفرقه امروز مضر است مضر
سرکه ترش کجا، آدم تبدار کجا؟!
کوشش البته مفید است برای همه لیک
همت بنده کجا، عرضة سرکار کجا!
تهران مصور، 23/4/30 توفیق 24/1/8
فکر کن سال 1323 وضع ما همین بوده!
یا این یکی
سرقت و قتل و زنا رو به کمال است اینجا
هرچه در شرع حرام است حلال است اینجا
آن که در جای دگر هست سرش در خور دار
سینه اش حامل یک مشت مدال است اینجا
سرنوشت عقلا بسته به رای حمقاست
قیّم درّ و گهر، سنگ و سفال است اینجا
از فداکاری و مردانگی و همّت و عزم
به زبان هیچ میاور که محال است اینجا
همه جا جنگ رسیده است به پایان و هنوز
عرصه شورش و میدان جدال است اینجا!
ابوالقاسم حالت، 25/4/24
بخونید. شعر بخونید که بدونید با چه سرعتی به کدوم سمتی رفته ایم...