سمنو، از اون گروه غذاهایی است که گویا پختنش خیلی دنگ و فنگ داره
این که یک بلایی سر گندم بیارند که روغن بندازه، واسه من عجیبه حداقل.
خیلی دنبال یکی می گشتم که بلد باشه. از این زنهای قدیمی که بلدند! امشب، آدرس یکیشونو پیدا کردم! عمه سبلی (خخخخخ) همون سروناز خانوم هفتاد سال قبل لابد، مامان زن دایی ام، بلد است!
حالا امشب که دیر شده بود ولی یادم بمونه همین هفته زنگ بزنم به زن دایی که بره از مامانش کنه و بنه سمنو رو بپرسه!
کلا خیلی قر و قمیش داره این غذا. و شایع بود قدیمها که نصفه شبها، فاطمه زهرا میاد پنجه می زنه روی سمنو! صبح جای پنجه اش پیداست تو غذا !
نه که بدزده ها! انگشت نمی زنه! پنجه می زنه! فکر کنم واسه همینم هست که موجودات ذکور را راه نمی دادند تو پروسه پخت! لابد بخاطر فاطمه زهرا...
شب بخیر
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 23:18 توسط آرش
|