بهار سروده،
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
خلق را از طره ات، آشفته تر خواهیم کرد
هرکسی کام دلی آورده در کویت به دست
ما هم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد!

و بقیه ابیات البته.

---------------------
صبح آهنگی از استااااااااد افشین تو ماشین پخش می شد، به اسم خانوم خوشگله! اینطوریه که می گه آهای آهای آهای خانوم خوشگله اونی که زیرپات گذاشتی دله وقتی میای تو شیک و پیک پاشنه بلند و تیک و تیک ... وقتی میای دوون دوون رد می شی از محله مون ... خلاصه. خععععععععععلی باحال بود. انرژی داشت! خدا رحمتش کنه که دیگه خوانندگی را انگار کنار گذاشت...
 رفیقمون رفته مرخصی. در واقع گریخت. یک پروژه اومد، ایشون مرخصی گرفت و رفت تا زمانی که پروژه تمام نشده، قراره نیاد! یک فرفره درست کرده ام گذاشته ام سرجاش. باد کولر می خوره، فرفره می تابه، نشان از حیات! و البته اثبات این که کل باد کولر می خوره سمت ایشون، با دلیل و اثبات.
خدایا خوبمون کن. حوّل حالنا الی احسن الحال! یا مقلب القلوب ولاابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال.
اینجا که رسیده بودم واسه یک بنده خدایی افاضه کردم که رفیق، کام زندگی، دو دقیقه هیجان انگیز دخول نیست. دو ساعت خواب پشتش است! کسی با من هم نظر است، احیانا؟
---------------------
هومممممم، رفتم تو تراس، یک خانوم فاقد رنگدانه، اومد رفت تو پاساژکنار!
همیشه این ساعت ها میاد. امروز چشم تو چشم شدیم باهاش...
فکر کن، سفییییییییییییییییییییید! شمالی!

حس تمیزی دست میده با آدم با دیدنشون...

---------------

یکی برزیگرک، نالان در این دشت

به خون دیدگان آلاله می کشت

همی کشت و همی گفت ای دریغا

بباید کشت و هشت و رفت ازین دشت...