اتل متل توتوله در واقع. سرفصلها اینه:

اول که تو اینستاگرام با یک خانوم آشنا شدم، مسیحی، مزدوج در سن 18 سالگی، هم سن با من، آرایشگر.

چه جالب! چقدر دید اینها به خدا و به آینده و ... بهتر از دید ماهاست! به من می گه یوسف هم مدتها در چاه بود اما به عزیزی مصر رسید! فکر کن! چقدر این تفکر آرامش بخش می تونه باشه...

دوم، ملیحه پیدا شد! گفت شماره های گوشی اش پاک شده بوده. خب لابد شده بوده! بهرحال مهم این بود که زنده بود و سلامت.

یکی از رفقا هم زنگ زد، خداحافظی. فردا حوالی نه صبح پرواز داره به اروپا... حیف شد ندیدمش...