بامب
دم صبح
ماچی و موچی و بامب!
ازش حلالیت طلبیدم! گیرم حلال نکنه، می خواد چکار کنه؟ شده دیگه. خواب بودم بخدا.
یکم ظرف شستم و از گلدونها را آب می دادم که دیدم ای دل غافل! دیشب که آب گذاشتم رو باغچه، یادم رفته ببندمش و شب شیلنگ در اومده و نه فقط باغچه آب نخورده که کوچه را آب گرفته است. روم سیاه! خدایی یک فقره ساختمان خیلی کار داره. دیروز من اینهمه رو رفع و رجوع کردم:
ریموت برای در سفارش دادم همسایه خرید
کلی دنبال یک خری گشتم که ماشینشو مازاد بر مجوز آورده بود داخل و جای همسایه گذاشته بود
فیلم سرقت موتور یارو را پیاده کردم رو فلش، دو ساعت دنبالش گشتم که بهش بدم و حالی اش کنم که باید چکار کنه.
یک گواهی سکونت واسه یکی همسایه ها صادر کردم
با کلی کارآگاهی فهمیدم ژیلت هایی که از پنجره حمام پرت می شه تو کوچه، مال کدوم واحد است! یک دختر نو بلوغ نسبتا که لابد روش نمی شه هنوز جلو مامانش و باباش کاری کنه که نشون بده پشم در کرده! مجبور می شه بعد از شیو، ژیلت را شوت کنه بیرون! مدرسه خاک بر سر فقط جشن تکلیف می گیرند خرج اضافه می کنند و بچه رو تو چادر و عمامه می پیچند! بهتر نبود یک چیزهایی مثل پریود شدن، جنب شدن، مثل پشمکی شدن، اینها رو براشون شرح می دادند که بچه فکر نکنه قبیح است اگه موی زیر بغلش را شیو می کنه؟!
باباشم می کنه. ننه اش هم می کنه! چرا باید خجالت بکشه که این حرکات را بکنه
بگذریم. اومدم رفتم اداره و دیدم نمی رسم برم بانک، رفتم سراغ آبلیمویی. ساعت نه تااااااازه داره دکونشو باز می کنه. حوصله ام نشد تا ده بایستم. دو سه تا مشتری هم بودند صف می شد واسه آبلیمو. لیتری 20 هزار تومن!
دیگه اومدم رفتم دارایی، مامور مربوطه را بردم بازدید و رفتم بانک فرم پر کردم که بعد حساب باز کنند برامون و خربزه و گوجه و انگور و لوبیا سبز خریدیم و دوغ. الانم یک آبگوشت فوق العاده داشتیم جاتون تهی. و من خواب...
خوابم میاد شدید!
شب بخیر مثلا