یکی از دوستان، به نام خانوم دکتر، یک وبلاگی داره، من می خونمش و براش یادداشت هم می ذارم گاهی.

آدم حسابی است. در وصفش همینو می تونم بگم که آدم حسابی است. 

حالا یکی از خوانندگان من هم از قضا اونجا سر می زنه. رفته نظر منو از وبلاگ اوشون برداشته آورده کپی کرده اینجا، جواب داده بهم! بخونید:

"این نظر توی بی شخصیت برا خانم دکتر دادی:
خدایی تاریخ یادداشتها را دقت کردی! اصلا هیچکس دیگه تحویلت نگرفته هااااا! 

اما جوابت :
مردک ! از وقتی تو بی شخصیت اینجا اومدی دلمون نمی کشه نظری براش بدیم
بخصوص من خودم
از وقتی کلمه کون گشاد رو براش به کار بردی خانم دکتر هم هیچ واکنشی نشون نداد من خودم شخصیتشون زیر سوال رفت برام 
قبلا خانم دکتر رو باشخصیت می دیدم الان با اون کلمه و عدم واکنشش شخصیتش رو هم تراز با تو دیدم اینه که من خودم لزومی نمی بینم چیزی بنویسم اما مطالبش می خونیم"

 

نگاه کن رفیق! تو یا عاشق بی سوادی هستی، یا  خلقت سگی است و سگ پرستی!

سگ پرست از این نظر که دلت می خواسته دکتر بپّره به من! نه بابا. ایشون اگه در این سطح خام و نارس بود من اصلا وبلاگش نمی رفتم. عین وبهای دیگه که شخصیت نویسنده اش جذبم نمی کنه بخاطر همین ناپختگی ها.

اما بیسوادی، چون بر خلاف من و دکتر، وقتی می گن کونگشاد، نمی فهمی که این اصطلاح است. نمی فهمی که حتی در ادبیات ما شعر داره! نمی فهمی ضرب المثل هست براش. تاحالا شنیدی می گن کون گشاد مایه نشاط؟ به نظرت منظورشون همون مقعد شماست؟

نه. 

اینکه دکتر واکنشی نمی ده از سر یک بخشی از سواد اجتماعی ادبی اش هست که می فهمه این کون که من می گم با اون مقعدی که تو ذهن توست فرق می کنه. منتهی خب چه می شه کرد با بی سوادی مثل تو؟!

مخلص کلام اینکه چه تو و چه حتی من وبلاگشو بخونیم، چه نخونیم، فرقی نمی کنه براش. حالا مثلا خیلی در و گهر از قلمت می باره که تنبیهشون کرده ای دیگه نظر نمی دی؟ بهتر! همون دو سه خط که می خواست بخونتت در عمرش صرفه جویی می شه!

والله

من نمی دونم چه کرمی به کون بعضی هاست که وبلاگهایی که دوست ندارند را هم می خونند! شما از من، دکتر، از قلم هرکی خوشت نیومد، طبیعی است که نخونی اش! البته به تخمشم نیست که تو چکار کنی. ولی نخون، به این می گن برد برد!

درسته که در عالم سیاست، ریدمان حسن و ناروی عمرعاص نشون داد چیزی به اسم برد برد نداریم اما، تو عالم زندگی عادی، برد برد زیاده! همینکه من و شما همو نبینیم، واسه من که برد است بی شک، تو هم که مدعی ای برد حساب می شه برات. پس برو گمشو و، حاااااااااااالتو ببر