سرکار م. فرموده که:

"وبلاگ دکتره که می گی می ری به خاطر سوادش نیست 
من اینطور فکر می کنم ، به خاطر خارج زیست کردنش هست"

 

خب؟ که چی؟ قطعا من کاری به سواد و تخصصش ندارم هرچند هرجا تونسته کمک کرده و مشاوره داده بهم. اینکه بخاطر خارج زیستنش وبلاگش می رم، ممکنه درست باشه. من همیشه کنجکاو بوده ام و اینم اصلا قبیح نیست که بخوام بدونم کسی که تو یک جامعه دیگه داره زندگی می کنه، دقیقا روزمره اش چطوره، چه می کنه، دغدغه هاش سرگرمی هاش روابطش و ... چطوره و جالب بدونی الان مطمئنم پخته خوار تر و تنبل تر از ما ایرانی ها تو مملکت خودمون کسی نیست. ملل دیگه به شدّت و با جدیت کار می کنند و به مراتب از امکانات کمتری برخوردارند. یک قلم سرما و گرما که ما به تخممونم نیست و پولشو می دیم و گاز می سوزونیم یا کولر را تا منتهی درجه اش می دونیم تا خنکمون بشه، فقط تو مملکت ماست و اون سمت آبها ملت دقیقا خودشونو موظف می دونند یکم بیشتر تحمل کنند یا زمستون تو خونه لباس مناسب بپوشند حتی. 

دنبال کردن سایر ملل، از طریق کسانی که با اونها نشست و برخاست می کنند، چه اشکال داره؟

  ممکنه بگی خیلی ها خارج اند و بعضا هم می نویسند چرا اونها رو نمی خونم. دلیل اول اینه که پیداشون نکرده ام. دومی اینه که هرکی رفت خارجه لزوما آدم حسابی نبوده یا نمی شه. من با دکتر وقتی مکاتبه می کنم از شمایی که ممکنه روزی سه بار الفاظ جاری جامعه مثل کون گشاد رو بشنوی، خاکی تر است و زبانش و گویشش و این اصطلاحات رو نه تنها از یاد نبرده که ادای تنگها رو هم در نمیاره که ای وای این چی بود گفتی یا مثلا خودشو به خریت بزنه. خیلی ها هنوز از هواپیما پیاده نشده با لهجه برامون صحبت می کنند و به طبع، هیچوقت نمی تونند مثل منی رو جذب نوشته ها و زندگی ها و خاطره هاو کارهاشون بکنند