یکی، از هیئت مدیره ساختمان فهیمه اینها، زنگ زده به گوشی اش.
بحث شارژ و اداره ساختمان و الخ
یک ساعت، حرص و جوش خورده است.
بهش می گم فهیمه، عزیزدلم، با اعضای هیئت مدیره ساختمان، مهربان باشیم!
خخخخخخ
اعضای هیئت مدیره که از اول سارق و کلاهبردار و الخ نبوده اند که!
الانم نمی باشند!
حداقل تمامشان نمی باشند!
شما یا هرکی، اگه اشکالی به نحوه کارکردنشون و تصمیماتشون داره، بره کمکشون،
یا به جاشون!
شاعر می گه عزیز دلم،
گر تو بهتر می زنی، بستان بزن!
این که بشینی بگی من فلان وقت گفتم فلان کنید، ببخشیدا مگه بقیه نوکر تو اند که برن ایده های تو را عملی کنند؟ خودت برو بکن!
طبعا ایده ای که می دی باید برای همه منفعت داشته باشه و کدوم خری است که از نفع بردن یا اصولی شدن کارها ناراضی باشه؟
بنابراین،
با اعضای هیئت مدیره، مهربان باشیم!
به نظر من ساکن محترمی که سال تا ماه وقتش و اعصابش و آرامش خونه اش را خرج نمی کنه که وارد مسائل اداره ساختمان بشه، گه می خوره که بخواد راجع به کم و کیف هزینه ها و دخل و خرج ساختمان حتی سوال بپرسه!
یک همچین آدمی می باشیم ما!
موضوع اینه که این ساکن بیخبر نمی فهمه اگه آب تو لوله هست و اگه آسانسور بالا پایین می ره و اگه آشغالی که کره خرش می ریزه بعد از یک مدت غیب می شه، و بطور کلی تا وقی همه چیز مرتب است و در حال کار،
معنی اش این نیست که هزینه ای نداریم ما.
برعکس!
داره هزینه می شه که اینها همه به کار است و برقرار!
منتهی شمای گوساله سرتو از تو بغل زنت در نمیاری که بیای ببینی چه خبره، اینه که سعی کن دهنتو به همون لنگه پستان سفید بانو بسته نگه داری، بذاری بره پیش کار ها.
تو بقیه مسائل هم همینه ها.
ما همه به حکومت ایراد می گیریم.
یک روز اگه مملکت را بدن دست همین ماها، شب نشده می فروشیمش!
اصلا حالا گیرم نفر اول مملکت از آسمان، بقیه که زمینی اند که.
از خودمونند که.
نماینده مجلس که تا پارسال با خودمون می اومد درو!
وزیر که تا پیارسال رانندگی می کرد کف خیابون!
خب اینها همین ماهاییم!
پکیج سیاسی که از مریخ نفرستاده اند سرمون.
اینها همین ما هستند و ما همین اینها و تازه اینها که هستند بهترین ما اند!
شما یک کار پیزوری تو یک اداره بهت می دن ببین چه می کنی با ملت!
یک آچار دستت گرفته ای ببین چه خونی می مکی از ملت.
اگه به همین نسبت بقیه هم می خوردند و می بردند الان خاکمون به توبره بود!
نبود؟
بود؟
بوده می بود؟
می بوده بود؟
چی؟