امروز حوالی ساعت دوازده دست از کار کشیدم و، یک سری تو خیابون توحید زدم

بعدش نظر را یک تابی خوردم

کفش می خوام.

کفشهایی که دارم راحت نیستند. بخصوص آخرین کوفتی که خریدم بر خلاف نظر فروشنده احمق جا باز نکرد و پامو فشار می ده...

قیمت ها حدود دویست تا سیصد هزار تومن بود. یک جاهایی هم هنوز حدود شصت هزار تومن! این دومی زنونه بود فقط.

شنیده بودم کفش برتونیکس که ظاهرا هم ایرانی است تخت خیلی راحتی داره اما انگار تو اصفهان شعبه نداره

بعدش آدرس کفش اکو را گرفتم. توحید کنار پاسارگاد. بین مهرداد و چهارراه پلیس

بعد از کارم رفتم اینجا را. باز بود خدا رو شکر. و کفش هم داشت! باااااااااب سلیقه من! فکر کن حداکثر دو جفت از اون تیپی که من دوست دارم. آف هم زده بود بیست و پنج تا سی درصد! چی ازین بهتر!؟

بهش گفتم کف قیمتها چند شده با این تخفیفات

گفت یک و نیم داریم به بالا

کفش مورد نظر من، کفش یک اتیکت داشت، دو میلیون و اند!

با تخفیف، می شد یک و نیم میلیون تومن...

خیلی بود انگار...

ولی دلمم می خواد! یعنی لاااااااااازم دارم اصلا غیر از اینکه دلمم می خواد!

فکر کن! این که آدم حقوق چند روز کار کردنش رو بده واسه یک کفش، معقول است به نظر شما؟

نخریدم اما، حتی الان که دوساعتی هست کفش به پا ندارم، درد می کنه پاهام!

ای تو گورتون با این قیمتها! من یک و نیم میلیون تومن بدم یک جفت کفش؟ انصاف است این کارها؟

 جالبه بدونید همین امروز خانوم حسینی(؟) می گه پونصد هزار تومن می گیره، یک زن معرفی می کنه واجد مکان، مهریه اش ششصد هزار تومان! یعنی شما ماه اول می تونی با یک میلیون و صد تومن زن بگیری، ماههای بعد که دیگه خانوم حسینی بالاسری نمی خواد، با یک لنگه کفش!

صد و پنجاه هزار کمتر حتی!

خدایی هم ماههای دیگه یک لنگه پاست...