یک پایه آزمایشی در واقع. خیلی به لحاظ استاتیکی پایداری اش را نمی پسندم. یکی دو تا قید دیگه لازم داره! ولی خب، بهرحال ایستاده است! عکسشو گذاشتم تو کانال.
کلا، یک میز جلو مبل شد 120 هزار تومن! پنجاه هزار تومن شیشه اش شد،
پنجاه هزار تومن ابزار دور تا دور شیشه،
بیست هزار تومن پایه
گمان نکنم همین میز ساده را کمتر از 500 هزار تومن بفروشند بهم. و مطمئنم این ابزاری که من دادم دور شیشه زد را بهش نمی زنند. هر حرفه ای، ریزه کاریهای خودش را داره و فقط وقتی یک آدم با حوصله به پستت بخوره می تونی یکم بفهمی کجا چه خبر است! خیلی شیشه میز و میز شیشه ای دیده ام اما، واقعا اون ابزار دور شیشه ها، ارزانترین نوع ممکن بوده است...
شام، کباب حسینی گذاشتم. نکردمشون توی چوب. شاید بشه اسم غذا رو اصلا گذاشت آبگوشت، مثلا. نمی دونم. دیشب گوشت گوسفندی خریدم کیلویی 73 هزار تومن. خردش کردم و حالا تا مدتها باید گوشت یخ زده مونده بخورم، تازه اگه فریزر نامردی نکنه و به کارش ادامه بده!!!
زنگ آرایشگاه زدم، کلی خندید، بعد گفت امروز می خوام برم عروسی! نیستم!
خب، این بار دوم است که طی یک هفته ، موفق به زیارت آرایشگرم نشده ام!
خوابم میاد
خسته ام یکم
تازه هم پلو گذاشته ام...
جاتون تهی...