بذله
زن همسایه، روزه میگیره گویا.
سه و نیم،موبایلشروع میکنه
اونقدر یواش یواش زنک میزنه که من عادت میکنم به صداش
امروز، از صبح،دیکه نخوابیده
گفتمانشونو با شوهرش میشنوم
بذله گویی و خوش زبونی...
فکرکتم باید عنقریب،نفراتشونو یکم اضافه کنم!
بگو بخواب زن! میکنتت هاااااا!
طفلک ام اس داره
شوهرش بازنشسته ارتش است.
و از همه چیز شاکی
رفته بوده سیتی سنتر، این دخترهای فروشنده بهش عسل پیشنهاد می کنند
گویا می گن عسل کنار است مثلا!
همونجا می پره به دختره تو اونجا بودی که زنبوره فقط رو کنار می نشست؟ تو چه می دونی! اصلا کنار چیه! اینجا کجاست! بچه رو کی کرده و الخ !
پیرمرده دیگه. اعصاب نداره...
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم تیر ۱۳۹۵ ساعت 5:52 توسط آرش
|