و چنان حسّی داره که نمی فهمه پیش از اینکه این دعا از دهانش بر بیاد، اجابت شده است براش!
چی می خواد بشه؟!
ایییییییینهمه ماشین کن ییهو ریخت کف بازار، قراره تو کدوم خیابون، تو کدوم پارکینگ، تو کدوم تعمیرگاه، کدوم خراب شده ای تردد کنه؟
شام املت داریم. مولینت صدای ناجوری می ده. تقریبا تمام وسایل برقی ام اوراق شده است. یخچال، فریزر، مولینت، ...
یکم خونه را تمیز کردم امروز. خیلی بده که آدم جمعه نداشته باشه! خییییلی بد است! من فردا بلند می شم می رم آبادی، شاید یکم خرید، بعدش قبرستون، بعد علافم تا فرداش که برگردم! دقیقا یک روز از عمر و وقت من هر هفته داره تلف می شه و من ازش لذت نمی برم...
تو تمیز کردن خونه، به هرچی دست می زدم برام خاطره بود! از جاروبرقی زیمنس تا گوشی تلفن تا جاقاشقی چوبی حتی! زندگی وقتی به مرور خاطره می رسه، دیگه انگار رسیده به انتها! از تولید خاطره به مرور خاطره افت کرده ایم!