سوسیس را درست کردیم!

خیلی نشد! یک مرغ درسته نصفش استخون است انگار. یا اگه نیست، نمی شه گوشتشو قششششششنگ تراشید از همه جاش. بهرحال، بد نبود واسه تجربه اول. یکم تو گره زدنها مشکل داشتیم و هر سوسیس یک اندازه ای شد واسه خودش! بعدم نیم ساعت بخار پزشون کردیم. حالا بعد باید فریز بشن انشاالله.

بعدشم ماشینمو شستم. با کارواش که می شورم، دو یا حداکثر سه سطل آب مصرلف می کنه. به نظرم خوبه. خوب که امام نگفت علم مال خر است یا تکنولوژی مال خر است. کارواش خانگی همچین میشوره که انگار بگی یک لایه رنگ را هم بر می داره از رو ماشین!

امروز باید زودتر برگردم اصفهان. یکی پیمانکارها زنگ زده که قالب ستونها را عصری شروع می کنه می بندند. می خوام ببینم کم نذاره تو کار.

قولنج کرده ام! دقیقا پشتم یک تخته شده است. از اون دردهای خنده دار! خیلی هم متقارن است! طرفین، زیر کتفها...

همین. 

همینها.