کیک های تیتاپ چقدر مزخرف شده. هم قدشون کوتاه شده هم رنگشون هم طعمشون. خیلی متاسفم بابت این یکی خاطره کودکی هم که به گا رفت!

اول که بازش کردم یاد مهدیس افتادم. نمی دونم کی چی شده بود که گفت قد خر که تی تاپش بده ذوق داره. دور از جونش، اما تی تاپ را که باز می کردم، یادش افتادم...

با شیروانی صحبت کردم. زنگش زدم، دانشگاه بود. خیلی حس خوبی بود. بجز خودش که مملو از انرژی مثبت و شادمانی بود، با وجود اینکه برنامه کار و درسش قاطی شده بود و ژتون ناهار نداشت وکارت دانشجویی نداشت و الخ، 

و صداهای پس زمینه از دانشگاه!

خدایا، کاش منم بر می گشتم دانشگاه. وااااااااااااقعا دلم می خواد مجدد درس بخونم...