عزیز دل برادر، آردی جان، آدرس وبلاگتونو ندارم عزیزم. جایی نظری مشورتی افاضه ای خواستی، آدرس را هم بذار بی زحمت.

عرض به حضور انورتون که آقا ما دیشب سه و نیم صبح با یکی همکارها گلاویز بودیم،

تو تخت!

خعلی خوش گذشت بخصوص که طرف پشتشو کرده بود به ما و اصلا  چنگ و دندونی مقابله و مقاومتی چیزی نمی کرد!

تو خواب.

خلاصه جاتون تهی. فقط حالا نمی دونم بهش بگم، نگم، حلالیت بگیرم، نگیرم، بسپارم که بچه مال منه دیشب، نسپارم، نمی دونم.

از این گذشته دیشب بعد از مسواک خواستم براتون یکی از مکشوفات خودمو در زمینه پزشکی بگم، بعد دیدم دیگه خاموش کرده ام و الخ، خوابیدم. حالا براتون می گم. 

موضوع اینه که دیشب، فکر کردم آقا بذار تا دندونه بیدار نشده و صداش در نیومده، من بخوابم!

یوااااااااااش یوااااااااااااش یواااااااااااااااش بی اینکه حساس بشه، مسواکه را زدم ، تندی خوابیدم!

خر شد!

امروز دیگه باید زنگ بزنم دندون پزشکی. دیروز زدم نبود. دوشنبه ها را هوسی تعطیل می کرده برای خودش.