ابراهیم خلیل
نقل حرکت حضرت ابراهیم بود در شکستن بتهای ملت
اولا داشتم فکر می کردم که بابا مردم اون زمان هم که خر نبوده اند که! سمبل سازی می کرده اند. قطعا اون بت پرست دنبال این نبوده که بت چوبی سنگی خرمایی چه میدونم اون شی براش کاری بکنه ولی حتما میتونسته یک سمبل باشه براش، یک نمادی باشه که وقتی جلوی اون نماد می ایسته وادار بشه فکرشو از کار و کسب و زن وزندگی اش بکنه و یکم یوگا کار کنه، مثلا. اگه قربانی می کرده لابد یک میعادگاهی بوده که آقای فقیر، خانوم گرسنه، شما که نمی تونی تو بازار بخری، فلان آدرس که خیلی هم پاک و منزه نگهش می داریم ما و مراقبشیم و شیک درستش می کنیم یک گاهی قربانی انجام می شه، شما بیا به این آدرس سهمتو ببر. مگه الان تو قبرستون متکدیان توبره به دست نمی چرخند؟ خب رسم قدیمی که بهتر بوده که نیازمند را به محیط منفی و خاکی قبرستون نمی کشونده، بلکه مجلل ترین مهمانسرا را عملا می ساخته که آقا بیا اینجا ...
چرا بی اینکه کفش بت پرستها را پا کنیم، قضاوتشون کردیم یک عمر؟ قطعا اونها جزو نخبه های جامعه زمان خودشون بودند و با این حرکت یا قشر فقیرشونو اطعام می کرده اند یا حتی از اونطرف منفی و متداول که فکر کنیم، یک عده نخبه بوده اند که بقیه جامعه را با این حربه می دوشیده اند! بهرحال خر نبوده اند! بت پرستی را به یک علتی انجام می داده اند...
حالا کلا بحثم چیزی دیگه است.
حضرت ابراهیم بتها را می شکنه و ملت از سیزده بدر بر می گردند کی بود کی بود ابراهیم نامی بود شاید کار اوشون باشه. می رن ازش سوال می کنند تو کردی؟ ایشون می گه از بت بزرگ بپرس. ملت می گن خودت می دونی که بتها قادر به سخن گفتن نمی باشند. حضرت شروع می کنه که چرا چیزی را پرستش می کنید که حتی قادر به سخن گفتن نیست...
من داشتم فکر می کردم یعنی تو اون جامعه اشکول، یکی نبوده از ابراهیم علیه آلاف تحیّه و السلام بپرسه ابراهیم، این خدایی که تو می گی، صحبت می کنه؟! این که ادعا کنی با تو حرف می زنه که نشد ادعا! یکی هم ممکنه ادعا کنه که این بتها فقط با من حرف می زنند من به شما می گم! از این واسطه های بی معنی که انواع و اقسامش زیاد است این روزها.
جدا چرا کسی از ابراهیم نپرسید ابراهیم، بت ما قادر به دور کردن مگسی از خودش نیست، خب خدای تو که اصلا علی الظاهر نیست که ببینیم یک مگس را می تونه از خودش دور کنه که!
چی بوده که اون جلسه مجادله و ارشاد، به اون راه می ره؟ چرا ملت قانع می شن این حداقل چیزی که خدای قبلی داشته، همانا یک تجسم بوده است، اینو هم وا بگذارند؟
درک می کنید چه سوالی برام مطرح شده؟
دارم فکر می کنم شاید احتجاج حضرت ابراهیم چیزی عمیق تر و متقن تر از این چیزی باشه که به خورد ما داده باشند! وگرنه شمای ابراهیم تا یک خدای سخنگو نبری بذاری کنار خدای لال همسایه بت پرستت، عمرا بتونی قانعش کنی که اونو ول کن بیا اینو بگیر!
می تونی؟
حالا زارپی نرید بت پرست بشید ها! صبر کنید دو روز
بلکه این دو روز یک مثقال فکر کنید و بفهمید که همین الانش هم بت پرستید! لازم نیست زحمتی بکشید!
اگر روزگاری لات بود و منات و عزّی، با یک مشت بت کوچیک بزرگ که تمامشون تو خونه کعبه، یک معکب 11.22 * 10.22 متری جا می شد، امروزه بت های ما تو کلّ جامعه پخش است! یکی زنشو می پرسته یکی بچه اش را یکی مفتول مسی انبار کرده یکی دلار می پرسته یکی سکه طرح جدید اون یکی زمین و ویلا ووووووووو
اصلا هرچی نگاه می کنم غیر از خودم یک موحد تو کف جامعه نیست!
(خخخخخخخخخخ! این نخوت متداولی است که هرکه دو زار به خدا فکر کرد، فکر کرد خدا شده است)