مهناز خانوم
طرف بچه است، عکس اونجوری گذاشته پرسیده به نظرتون تو یک شب چندبار می شه فلان!
خیلی عزیزم! اگه تویی که تمام شب!
اون یکی عکس گذاشته نوشته یک نمی دونم چی لازم دارم به چه قطر، تازه محکم هم بزنه در فلانم!
فرزندان! عزیزان! یکم یواش! شما روتون به دنیاست، با این سرعت برید ممکنه تسمه پاره کنیدها!
والله!
ماشاالله این ترامپه هم که حواس همه را به شکم پرت کرده و عملاً اگه بگیم اقتصاد را داره گاز می گیره، به جای بوس، یک جای دیگه را داره می گاد! والله یکی به دادم برسه واویلا، یک دل دارم هزار هزارتا سودا و الخ!
بگذریم. یادم رفت حرفم
حوالی سه راهی شدم. سر راه رفتم حسین آباد، یک شیرینی تازه ای خریدم که که دلتون کباب! الانم یک جوشونده زدم بر بدن و ، توپ!
آقا، حضرات پزشکان، این دندون من دردش بسیاااااااار بسیااااااااااار کم شدش ها! ایمان بیارید به طبّ سنّتی! اثرات جوشانده ها و گیاهان...
شب برم سوسیس درست کنم باز...
مهناز خانوم هم ظهر زنگ زده بعد از خیلی ماه که بدهکاریمون چقدره و اینها. منتظرم یک خبری بده برم بدهیشو صاف کنه، انشاالله...