رفتیم مراسم فاتحه
همسایه نه ها،
پدر زن دوست فهیمه!
فکر کن!
کی می گه پولدر و فقیر عین هم می میرند؟
یک مسجدی تو مرداویچ رفتیم. با کفش رفتیم تو، رو صندلی نشستیم، آب میوه و چای و رنگینک و خلاصه، مفصل
برای بار اول رنگینک خوردم! خوشمزه بود! رنگ پرتغالی عااااااااالی!
باد نجنبونم!!!
(همون بحث اعتیاد به خوراکی و الخ)
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر ۱۳۹۷ ساعت 11:19 توسط آرش
|