آقا، خصوصی نظر ندید لطفا.

این آقا یا خانوم meli، حالش خوش است؟ لزبین است احیانا؟ 

عرض به حضور انورتون که بالاخره نجّار محترم پایه های عسلی ها را آماده نمود. گفته بود سی هزار تومن می شه، الان گفت هفتاد هزار! خخخخخخخ

حال کرد وقتی دادمش! بعد انگار عذاب وجدان گرفت شروع کرد خدا و پیغمبر را آوردن وسط که خیلی روشون کار کردم. راست هم می گفت خدایی خیلی کار کرده بود روشون. حالا انشاالله سرهم که شدند براتون عکسش را خواهم گذاشت.

آبجی همیشه می گفت شما میای آبادی این کاسبها خوشحال می شن! راست می گفت. چونه که نمی زنم حال میان! از یکطرف هم عین این غارتی ها ،هرچی می بینم را می خرم! صبح سه کیلو تخمه خریده ام! الان می اومدم یارو خرما داشت، یک بسته خرما! حالا اگه این نبود تا سه سال دیگه هم خرما نمی خواستما! منتهی، عرضه کرد دیگه، خریدم. یک نیسان کنار راه!