یک لیوان چای را جرعه جرعه نوشید جلوم،
ایستاده،
قدم زنان
ته لیوان را شارّی پاشید کف اتاق
فکر نمی کرد اینهمه توش مونده باشه
انتظارش یکی دوقطره، دیگه فوقش اندازه حجم سر یک کاندوم بود
بهش می گم رااااااااااحت باش
می گم،
اصلا درآر، بشاش!
می خنده،
معذرت می خواد،
جمع می کنه می ره...
چون اغلب دوستان ساکت میان و می رن و نمی خوان تو بحثی شرکت کنند، یکم پسرونه بنویسیم اقلا بگم من چیپ نوشتم ترجیح دادند سوت بزنند برند...
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۷ ساعت 9:22 توسط آرش
|