بالاخره فهیمه می گه هوم؟
می گم، شاعر می گه، دوستان از راست می رنجد نگارم چون کنم؟
یک کلام می گه،
ببرش!
صدای خنده تربچه میاد
می گم، خوشم میاد که می فهمی ادبیات را !
جدا ها!
یک شاعر قطعا خوش قریحه و توانایی زید برده منزل، راست کرده، زیده ترسیده راه نمی ده! اینم اومده تو وبلاگش نوشته دوستان از راست می رنجد نگارم چطور بکنمش من!
بعد مفسّرین می شینند تفسیر می کنند که این ظاهرش است، شاعر دو پهلو فرموده می گه از حرف راست می رنجه! ریده! از حرف راست که همه می رنجند گفتن داره؟!
بعد سانسورچی های ما، می رن پیرهن می کنند تن دهقان فداکار! عوضی ها!
امروز تا می اومدم رادیو پیام روشن بود تو ماشین،تماااااااااااااااام سرودهای ملّی و میهنی! اوضاع خیلی خرابه نه؟
داشتم فکر می کردم حکومتی که خدای بی نهایت و هفت طبقه بهشت با اون عظمت بی منتهی را طی چهل سال خرج کرد و دیگه هیچی ازشون نمونده که خرج کنه، یک وجب خاک را طی چه مدت خرج می کنه؟! یکماه؟ یکسال؟
می کنه ولی.
طرف اومده تو رادیو هی خدا رو شکر می کنه که ما تولید کننده واگن شده ایم تولید کننده هواپیما شده ایم تولیدد کننده فلان شده ایم و مغز نافرمان من لای هر ادعای این بابا فقط یک کلام، هی می گفت پوشک! پوشک! شما یک پوشک نتونستید تولید کنید مملکت ره گه افتاد، واگنها را که من خبر دارم استاندارد چین با روسیه با آلمان تفاوت عرض دارند بعد شما سفارش می دید میارید عرض واگن از عرض ریل کمتر یا بیشتر است بعد می برید اینها رو قد هم می کنید که! تولید کدومه ابالهه؟
پری ،انگار هنوز لکه بینی دارم من!
خخخخخ
برم سر کارم. عزّت مزید