یک کلاغه، قاااااااااااار قار کنان از خیابون رد می شد

یادم افتاد به تبلیغات موسسه گاج، هر روز صبح تو اخبار اول صبح تبلیغ می کنه

کتابهای کلاغ سفید و نمی دونم گوسفند سرخ!

فکر می کنم واقعا اون لغت فرزند پرواری چقدر برازنده است. پسره، یا دختره، اونقدر رشد کرده که اگه سکس کنه می تونه بچه درست کنه، یعنی فیزیکش که دست ننه بابا نبوده اینقدر تکامل یافته اما عقلش، علمش،؟

الان به هم می رسند می گن کلاغ سفید را خوندی؟!!

فکر کن! قالیباف زمانی که هم سن اینها بود یک لشکر را می برد میدان،

به گا می داد!

اینها حالا، لابد می گن خاک تو سرم فرصت نکردم فندق سفت را بخونم! ازش تست میاد؟؟!

ما باید مستشار از خارج وارد کنیم!

یا باید کوتاه بیاییم تا روستا زادگان دانشمند زمام امور را به دست بگیرند! می گفت یک بچه روستایی از خراسان گویا به تنهایی در سه زمینه علمی برنده المپیاد کشوری شده است! بعد اینها کتابخانه روستایی مردمی دارند! دولت اگه بعضی جاها بره عباش خاکی می شه و مهره کمرش رگ به رگ می شه اینه که نمی ره. مردم(!) باید خودشون خودجوش...

می گفت طرف مرد معتاد زپرتی بی خاصیت هر از گاهی زنشو کتک می زد. می  پرسند ازش خب دردت چیه تو که خودت یک آدم بی خاصیتی تمام بار زندگی رو هم این زنه به دوش می کشه چرا می زنی اش؟ گفته بود که بفهمه اینجا مرد خونه کیه!

خاک  بر سر ما که دولت مفنگیمون، فقط تو سرمون می زنه که یادمون نره مردمون کیه والا، زلزله می شه، سیل می شه، آتشسوزی می شه، روابط خارجه می شه اصلا هرچی می شه که دست این باباست، ریده بهش! بازم به ملت خودشون...

بریم کلاغ سفید تست بزنیم! موسسه جوکار! 

واسه یک مشت الاغ، همون جو هم باید بکاره. راست می گه