یک لباس مناسب این فصل ندارم

یک چیزی که تو خونه بپوشم، آستین داشته باشه، راحت باشه و شیک

دارم فکر می کنم کجا ممکنه چی بفروشند...

یک عالمه لباسهای نیم آستین بود، نامرتب تا کردم و چپوندم تو یک ساک، از جلو چشمم برن کنار چند ماه

هنوزم هست. اینقدر که لباس تابستونه دارم، زمستونه ها فقط پیرهن است. رسمی، یک مدل، حالا رنگهای مختلف

چندی قبل یک پیرهن آبی داشتم پوشیدم، اینقدر خلقم گرفت که همونجا کندمش! یک عالمه سال چرا هیچکس به من نمی گفت رنگ روشن بهم میاد؟ اون لباس تیره، خیلی تیره رنگم می کرد. خیلی.

یکم عصر خوابیدم، الان، نمی دونم یکم سرم درد می کنه، یا نمی کنه!

نمی فهمم چمه

می فهمم که در کل، عین کسی که تو ترمینال نشسته، مدام منتظرم! منتظر یک حرکت! هنوز انگار به مقصد نرسیده ام که بخوام بساط پهن کنم و بشینم...

و این، 

ناخوش است!

نا خوب!