یک جاهایی، دیگه واقعا نمی شه گفت دنیا هنوز قشنگی هاشو داره.
نه، نداره
واقعا نداره
پیرمرد همسایه ما، مادر زنش را هم تیمار می کنه.
نمی دونم دیشب چی شده بود که پیرزن، طفلک، هوارش به آسمان بود
و ادم خجالت می کشه از خدا که چرا باید یک بنده ای را اینقدر دیگه نگه داره، اینقدر خوار و خفیف کنه. که چی بشه؟ مگه دیگه قدرتی داره که بخواد حسنه ای اضافه کنه یا سیّئه ای را پاک کنه. یا حتی مرتکب بشه. ترمینال و موقف فرد مسن دیگه واقعا روی کره خاکی نیست، باید جابجا بشه. زشته برای خدا این کارها...
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۷ ساعت 8:16 توسط آرش
|