یک لووووووول نون پنیر و سبزی آوردم شرکت!

تعارفشون کردم نخواستند، می گم الان که یک گم بزنم، (گم به معنی گاز، به فتح گاف خونده می شه ،محلی ماست)

حالا که یک گم بزنم بووووووووووووی سبزی در میاد، جیگرتون کباب می شه!

خخخخخخ

آقا دیروز یک رزومه واسه یکی بر و بچ نوشتم، امروز کار گرفت باهاش!

خخخخخخخ

مسخره بود کلا. دختره جوان هیچ سابقه کاری نداره به طبع،

رزومه اش می شه موبایلش و وضعيت تجرد و تاهلش و سن و سالش!

همه اینها هم که ماشالله مقبول!:

25 سالشه و مجرد و دو خط موبایل!

معلوم بود که بهش کار می دن!

معلوم نبود؟!!

بیخودی استرس داشت.

بهش گفتم ببین، قیمت رو بده بالا، طرف راست کرده برات!

اینم اثبات حرفم وگرنه، الانم هم با ساعت کارش راه اومده اند هم با مینی مم دریافتی اش! میشه مگه!؟

ای دوست،

ای که اینجا را می خوانی هنوز!

گفته باشم، برو فلانتو بیمه کن هاااااا!

پس فردا نیای بگی رزومه را تو نوشتی دادی ام به گا ! 

هااااا!

گفته باشم!

ولی خوبه. من معتقدم این کار بهتر از کار قبلی اش خواهد بود و راجع به رابطه هم، اگه خودشم بخواد، چرا که نه!

نوشته بود:

کوس را که ما هم می دیم، پس چطوریه که فقط دوست پسر اونها از اون کادوها می خره براش؟

خخخخ. روم سیاه