یک گزارش را امروز شخم زدم!

یک شرکتی حدود سیصد صفحه گزارش نوشته بود، آزمایشهای متنوع و مختلف، آوردند که نظر بدم

بیست و دو سه تا ایراد و نظر گذاشتم روش!

تازه، انصافا خیلی خوب کار کرده بود و این شد

به فهیمه می گم آدم که کونش پاره شده باشه، وقتی می بینه یکی گشاد گشاد راه می ره، 

یا حتی می بینه که طرف نشسته و راه نمیره،

همون از رو رنگ رخسارش، می فهمه تا کجا چی بهش بوده!

چهارده سال، من نوشتم و بقیه خوندند و ایراد گرفتند و برگشت زدند و قضاوت کردند!

فکر کن! چهارده سال، تو شغلی باشی که همیشه محکومی! محکومی چون تولید کننده ای! چون طرح می دی. گزارش را تولید می کنی، بعد یک عده بی هنر که دو صفحه اش را هم نمی تونند تولید کنند، در مقام کارفرما و الخ، ازت ایراد می گیرند و تو باید براشون پاسخ جور کنی! 

خیلی شغل مسخره ای است بخدا! من یقین دارم این بابا اقلا دو ماه وقت گذاشته بود که این گزارش را بنویسه حالا من دیروز و امروز هر صفحه اش را باز کردم یک ایراد گذاشتم روش! و مجبوره یا رفع کنه یا دفاع کنه!!! قرار گرفتن در جایگاه ایرادگیر، از ساده ترین کارهاست! و اصلا قابل قیاس با تولید نیست!

هرگز.

 یک چیزی است شبیه جایگاه عروس و مادر شوهر! 

مادر شوهر فقط ایرادشو می گیره، غرش رو می زنه، اخم و تخمشو می کنه. اما اون عروس بیچاره هست که باید بده! درک می کنید چی می خوام بگم؟

 

کشک خیس کردم که اگه فلانم اجازه داد بادمجون هم سرخ کنم و کشک و بادمجون درست کنم.

ولی، به نظرتون رخصت می ده؟!!!

کشک و بادمجون ما ساده است و له نمی شه! بادمجون سرخ می کنیم، کف ماهی تابه می ذاریم روش گوجه خام خرد شده می ذاریم و کشک اضافه می کنیم تا بجوشه، آخر کار پیازداغ و سیر و نعنا بهش می دیم.

خوب می شه. شاید یادم موند براتون عکسشو گذاشتم.

شاید