ملت چقدر  عجیبند!

یک خانواده، هیچ درامدی نداره!

خونه پر، شازده پسر هفته ای بیست تا چهل لیتر آب شنگولی می فروشه و درآمدش حدودا هشتصد هزار تومن در ماه است

بعد، اینها ماهانه ششصد هزار تومن قسط خونه می دن

مامان محترم خونه می ره یک گوشی بر می داره قسطی، به مبلغ چهارمیلیون و خرده ای!

حالا جالبتر اینکه مامان جون، این گوشی را ظرف ماه اول گم می کنه !

حالا،

مامان خانوم مذکور،

دنبال یک دوست پسر می گرده که خرجش،

و به عبارت بهتر،

بدهکاریهاشو بده!

 

کسانی که منو می شناسند می دونند که اونقدر رزقم تنگ هست که نتونم از این گنده گوزی ها کنم اما،

یکی به من بگه من نمی فهمم یا ملت!؟!