طرف داشت حرف می زدم،

یکی یک سوال بی ربطی ازش پرسید

شاکی شد، گفت پس اون موقع تاحالا داشتم واجبی چاق می کردم من!

خیلی حال کردم. اصطلاحات قدیمی همونقدر به دلم می شینه که صنایع دستیشون، قناعتشون، بزرگواریشون، عشقهاشون حتی...

قلیون چاق کردن. واجبی چاق کردن... جالبه.

چاق کردن! آماده کردن را می گفته اند. 

حتی یادمه مرحوم عمو معلم-کشاورز بود یک گاهی می گفت دسته بیل را چاق کردم! واقعا منظورش دسته بیل بود.