یک صبحانه عالی! نون، حلوا ارده، پنیر، گردو تازه، یک تغار آب هویج!
جاتون تهی
دو تا شیرینی و یک لول نون پنیر و گردو و سیب درختی هم بار زدم آوردم!
چی می خواد دیگه آدم از خدا؟
تازه بهتر از همه اینکه تو جاده، اونی که تصادف کرده، تو نیستی! یک کامیونه رو به روی صفه نتونسته بود تصمیم بگیره که سمت راست همکف باید بره یا سمت چپ بره بالای پل!
همچین یک لنگش اونور یک لنگش اینور رفته بود تا بالاخره لنگش از هم جر خورده بود و به پهلو خفته بود روی راست! داشتند بارش را تخلیه می کردند و ترافیک عظمایی شده بود...
یک کلاه پکول دیگه، رنگ شیری، فیلی بهتره بگم، برام رسید از افغانستان. می گن شبیه کلاه ایتالیایی هاست! قشنگه ولی. حالا دو رنگ دارم می شه ست کنم. بح بح
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان ۱۳۹۷ ساعت 8:9 توسط آرش
|