فردا تعطیلیم

اینقدر مشعوفم از اینکه می تونم یک صبح تا شب، تو خونه خودم باشم! نهایت نداره حسّم.

دلم می خواد خونه را مفصل جارو بزنم و گردگیری کنم و شاید چیدمانشو عوض کنم، بعد تو اون خونه تمیز، بخوابم! مدتها! ساعتها!

فقط عزای شکم  دارم خخخخخخ

اینم یک فکری بکنم و بتونم یک غذای خوب بپزم، عالی می شه روزم.

دیشب که مرغ پختم اصلا مزه خوبی نداد. اصلا مزه نداد! بهتر بود الویه اش می کردم! خر شدم.

حالا فردا ، یک غذا از اینها که ساعتها با حرارت ملایم رو آتیش میپزند بار می ذارم، هنوز نمی دونم چی البته!

کولر را هم باید برم تمیز کنم و ببندم و ایزوله اش کنم...

جاتون تهی رفقا