دیشب یک بابایی خوابمو دیده، که خیلی یوااااااااش و در خفا، برای خانواده های بی بضاعت غذا می برده ام!
خیلی مخفیانه و با کارآگاه بازی بسته های غذا برای خانواده های فقرا !
من؟ شیب؟! من خودم جزو مستحقّینم به ولایتش قسم! شام نون پنیر و گردو! ناهار، یک غذای بی مزه، صبحانه که اصلا نگو. هوچ...
خودم اما خواب می دیدم تو خونه خودم بودم و یکی زنگ زد رفتم دم در دیدم برای فلانی مهمون اومده پشت در خونه اش، نگو من عوضی تو خونه طرف بوده ام!
اینها یعنی چی؟!
والله
پرخوری هم نمی کنمااااااااااااااا!
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان ۱۳۹۷ ساعت 8:46 توسط آرش
|