اعصابم داره خط خطی می شه

عصر می خوام برم یک کلاس. از سه تا هشت شب

پیمانکار بی شعور بی اینکه بهم بگه، باز بتن ریخته. 

می گفت هم نمی رفتم اما اینکه یک جوجه مهندس از دانشگاه شهرکرد، با صفر مثقال سواد، و شعور منفی، اینقدر می تونه بتازونه و قانونا نمی تونم کاری اش بکنم، اعصابم به هم می ریزه.

دیواری که طرف لازم داره خیلی گرون در میاد براش و مسوولیتش هم با من نیست، ولی می خوام کمکش کنم. نمیدونم. باید بهش بگم بره با طراحش صحبت کنه. همیشه آدمهای خوب دچار گرگ می شن انگار! این طفلک هم دچار بد کسایی شده...

این بخشش را بذارید پر رنگ کنم

همیشه آدمهای خوب، دچار گرگ می شن انگار !

من کی ام

با کی ام؟

نقش آدم خوب را الان کی داره آیا؟