پنجمین دفتر شعر م. امید؛
یادگزاری منظوم یا داستانکی چند از دیده ها، برداشتها و اندیشه هاست به جد و هزل و خاطره ؛ مرشد یا نقال یا آدم اصلی داستانکهای متصل «شاتقی» زندانی دختر عمو طاووس است که خود به علت تبانی زنش و فاسق او به زندان افتاده است. او فیلسوفی امی و عامی است که هر عصر در حیاط کوچک زندان در گرد حوض، همراه دیگر زندانیان گام میزند، و از این و آن میگوید، و هر از گاه به سرگذشت خود نیز گریز میزند. شاعر به جد و گاه به هزل و طنز از «نگاه» شاتقی از این زندانیان و جرمها و حرفها و خاطره هاشان، سخن میگوید...

 

------------------------------------------------------

چقدر احساس می کنم باید بجای نوشتم،

بيشتر بخوانم من...

جرات نمی کنم بگم موقتا تعطیل

و می دونم که نمی خوام بگم دائما تعطیل

منتهی...

اقلا چندساعت،

کرکره ها پایین!