یکی از رفقا، رفت که به نیّت آشنایی و ازدواج، به یک بانویی نزدیک بشه یکم

بانو، نا زیبا، قد بلند، یک فرمت غیرمعمول در اسکلت بدن، اما خوش برخورد و اجتماعی، و در عین حال یخخخخخخخخخخخ در احساسات.

گفتم براتون فکر کنم

یک هفته ده روزی شازده ما را تاب داد و بعد حتی بی اینکه برن بیرون، گفته بود بهتره ادامه ندیم!

من، به این زید خاص، می گم "ارتفاع پست"! رفقا می دونند به کی می گم! 

هر شب، ساعت نه، به رفیقمون پیغام می دم که به یاد ارتفاع پست ...!

آخه طفلک یک روز اومد گفت من دیشب اصلا نتونستم بخوابم! گفتم چرا؟ گفت از ساعت نه رفتم تو تخت اما تا فلان وقت خوابم نبرد اصلا! بعد که ماجرای ارتفاع پست رو هم گفت فهمیدیم که دقیقا در ساعت نه شب ارتفاع پست پیام داده که نمی خواد و این بچه، دلش شکسته تمام شب!

امشب می بینم خودش پیام داده قرارمون، نه شب، ا رتفاع پست!!!خل شدیم رفت همه