میگه،
کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
بهایی داشت این دل پیشتر ها که دگر این روزها آنرا نمی ارزه
یا میگه:
سکوتم از رضایت نیست،دلم اهل شکایت نیست، هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره
همون بهتر که ساکت باشه این دل، جدا از این ضوابط باشه این دل (حالا چرا:)
که تنها تر نشه تنهاییهامون
که رسواتر نشه رسواییامون (فکر کنم این بود)
یک جایی، هرچی حرف بزنی، دورتر می شی! تنهایی بیشتر می شه. کی بود که گفته بود هیچکس دوست نداره بشنوه که اشتباه کرده حتی اگه خودش بدونه اشتباهی کرده است! فکر کن!
حسب اتفاق قمیش پلی شد تو ماشین و خب، کیه که یک روزی یک جایی یک کسی کون روحش نذاشته باشند؟!
خاصیت روح کونی هم مازوخیسم است گویا! با اینکه هر بار مجروح تر می شه اما هر بار تکرار می کنه که از اون خارشش لذّت ببره!
بهرشکل
یک آهنگ فوق العاده قشنگ و کوتاه داره قمیشی،
گرحال تو همچون من آشفته خراب است
گر خواهش دلهای من و تو بیحساب است
ای وای به حال هردوی ما!
ای وای به حال هر دوی ما
کل متن اینه، با یک پیانوی فوق العاده زیبا