تو تنگ و گشاد شدنهای خیابونها، دم صبح،

(می خوام بی تربیت بگم ها! کسی نمی خواد نخونه!)

یکی، اگه می تونست از یکم تراز بالا، بی اینکه صدای ترافیک خیابونها رو بشنوه، دم صبح، فقط نگاه کنه،

حرکتهای مارپیچ، تلاش آدمها واسه هرچی سریعتر پر کردن فضای بین ماشینها، لایی کشیدنها و قیقاج رفتنها را اگه از اون بالا می دید،

می تونست با خودش فکر کنه بعضی از آدمها، تجسمشون اینه که هنوز اسپرم بابای پدرسگشون اند!

فکر می کنند تازه باباهه شلّيکشو کرده و این با یک عااااااااالمه اسپرم دیگه مسابقه داره که اگه دیر برسه فنا می شه و باید به هر قیمتی شده از رو سر و کول بقیه هم شده پرایدشو پیش ببره و زودتر برسه!

به کجا؟!

بزرگوار!

اون تنگ و گشاد خیابون جلوی بیمارستان الزهرا، وقتی از صفه داری میای، این واژن مادر محترمه نیست، تو هم اسپرم نیستی دیگه باباجان! 

یک قدری یواش!

آینه به آینه و رادیات اون تو کون صندوق عقب دوتا جلویی! چه خبره؟!

تو یکبار مسابقه را برده ای عسلم! یکبار تونسته ای از تمام خواهر برادرهای بالقوه ات پیشی بگیری!

تو یکبار گنده زده ای! بلکه اگه بقیه زودتر میرسیدند چیز بهتری الان پشت رل بود!

یکبار تخمکی منتظر، تو رو گرررررررررم در آغوش گرفته و این شدی!

الان سالگرد اون حماسه میمون نیست گلم! 

یک کم یواش!

با شما هم هستم! وقتی تو ترافیک می رونید، اصلا فکر نکنید سر فلان بابای بزرگوارتون پشت سرتونه داره یک چشی نگاتون می کنه و لبخند رضایت می زنه! این جا فضا، متمایز است از اون فضا! یک کم یواش! فرهنگتون کجاست؟!!

قرباغه بد بوی نکبت گه! اگه عین خر رانندگی می کنی تو ترافیک  خیابونهای کف شهر...

فرهنگ را  حسن یادمون نمی ده. حسن هیچ کاری نمی کنه. هیچ عرضه ای نداره. نهایت عرضه اش این بوده که ماهانه ششصد میلیون تومن حقوق ریاست جمهوری بگیره! گذشته از رانت. اون وظایف خودشم انجام نمی ده چه برسه که فرهنگ من و تو رو بسازه! پس خودت، یکم با فرهنگ باش!! اینقدر عجله داری به کجا ؟

 

الان یکی فرصت کنه میاد می گه این مغز مغشوشت کجاست که زمین رو به آسمان و فلان !

همینجاست!

به رانندگی خودمون دقت کن،

ببین تصدیق می کنی منو بی گمان.