یک زمانی، استخر رفته بودیم!

یک وجیه عنداللهی اومده بود، حالا هم استخر شنا کنه هم غسل ارتماسی، انشاالله!

آقا تخته پشت این بابا، جای چنگ بود که عمودی و افقی و اریب، سررررخخخخخخخخخخخخ شده بود و کلاسه بسته بود!

فکر کن!

حالا خانومه رو من دیده بودم، اینقدرها وحشی نبود، چادری و رام...

نمی دونم این بزرگوار چکار کرده بود که اون بزرگوار، اون کار رو...

الان یک عکس تو تلگرام یکی داد، یادم افتاد به طرف !

خدا قسمت کنه انشاالله!

می گفت بدترین چیز تو زندگی، زن یخ است!!!!

الهی العفو!

طفلک این دوست دختر ها و زن یواشکی ها که مجبورند ناخنهاشونو از ته بگیرند که ییهو جاش نمونه به جا! فکر کن! چقدر در حق زن ستم شده ها! اونم ستم انسان به انسان! همنوع به همنوع! یعنی گاز بگیره، رفته به گا

چنگ بزنه، رفته به گا

ماچ بکنه، رفته به گا!

این چه سکس نکبتی ای هست بعضی ها می کنند!!!! انقلاب کنید بابا! حقّتونو استیفا کنید به نظرم! چننننننننننننننگش بزنید و بفرسید پیش خانواده محترمه، کار یکسره بشه! چیه استخون لای زخم!