خوبی
" =)) نترس "
ولی، بهرحال، باشه! سعی می کنم!
یازده تا نامه نوشتم برای شهرداری!
تاحالا فکر می کردم همینکه قراردادم با یک ساختمان تمام بشه مسوولیت هام تمام می شه توش. نگو یک کاغذ بازی اداری باید انجام می دادم که نامه بزنم و بگم که تمام شده و اعلام کنم که دیگه مسوولیتی ندارم!
احمقانه است. خب هر خنگی وقتی قراردادی با تاریخ شروع مشخص و با مدت معلوم رو امضا می کنه، انتهای قراردادش مشخصه دیگه!
نیست
شام ندارم. ایده ای نداشتم براش. ولی نون تازه خریدم و یک بار میوه.
الان که میوه خریدم ،نارنگی و انار، تو اینستاگرام راه تشخیص انار خوب از بد رو آموزش می داد!!!
خوب بود کارم. بالاخره بعد از یک عمر، تئوری را بلدم حالا تا بعد بازشون کنم ببینم چی انداخته بهم.
چه کنیم ای وی؟!
ریموت در را پریشب دادم زن همسایه، که بره عینش بخره.
دیشب پیام دادم که ریموت چی شد، دیدم هنوز نخریده و می پرسه از کی باید خرید و الخ. قرار شد امروز هم دستش باشه
عصر بهش پیام دادم که ریموت را بده خودم پشت در می مونم. می بینم تاااااااااازه پیام داده که پس من فردا چه خاکی تو سرم کنم؟!!!
یعنی ها! ملت را اگه نچزونی، بهت می گن خری! باور کنید! وقتی می دادمش گفتم یدکی نداریم مال خودمه! گفتم برو از فلان جا بخر! بعد کارش که راه افتاده دیگه حتی نرفته ببینه کی داره، چه خاکی باید تو سرش کنه !
فردا عصر ازش می گیرم! چه خریده باشه، چه نه!