امروز، یکی می گفت، رفتم ماهی بخرم، ماهی فروشه بهم دو تا نصیحت کرد، یکی اش این بود که هیچوقت به زنت راست نگو!

دومی اش را یادش نمیومد!

درد دل اونقدر زیاد بود که اون یکی دوستمون پا شد اومد گفت من اینو قبول ندارم اما یک چیزی دیگه می خوام بگم، اونم اینکه اگه چیزی را خیلی دوست داشتی ،سعی کن زنت هیچوقت نفهمه!

چه کوفتی هستید شماها! اینها رو واسه ترسوندن من نمی گفتند ها! درد بود رو دلشون!!!